تبلیغات
رادیـــکـــال - اس ام اس عاشقانه
 
رادیـــکـــال
درباره وبلاگ


سلام به همه دوستای خوبم امیدوارم از این وبلاگ لذت ببرید
نظر یادتون نره!

مدیر وبلاگ : سجاد
نویسنده
نظرسنجی
فعالیت وبلاگ رو چه موضوعی باشه؟









وقتی میگم باهام حرف نزن یعنی یه چی بگو از دلم در بیاد دیوونه!






سخته ها دیر بدست می آیند
اما طلا ، الماس و نفت می نامیمشان و ارزششان را میدانیم
ساده ها مثل هوا هستن همیشه و همه جا در کنارمان و این را درک نمیکنیم نبودشان مرگ و نابودی ماست
همین ساده بودنت را دوست دارم
ویژه مخصوص





ساده گفتم ساده پنداشتی و رهایم کردی سخت و مبهم بیان کردم حرفهایم را متوجه نشدی
گفتارم را نمیتوانم تغییر دهم خواهشم این است باورت را تغییر ده
مخصوص مخصوص مخصوص




دلیل هستی ام این است
که باشی که باشم
شاید روزی جایی بوسه ای از لبانت ربودم که سهم خودم بود
ویژه ویژه ویژه







چه لحظـــه دردآوریـــه،
اون لــحظه کــه میپرسه: خوبیــ؟
بغض تو گلوتــ میپیــچه ...
5 خط تایپ میكــنی، ولــی بــه جــای enter ...
همــه رو پاکــ می‌كــنی و می‌نویســی: ...
خوبــم مرســی تو خوبـــــی؟










تصور کن بهاری را، که از دست تو خواهد رفت
خم گیسوی یاری را، که از دست تو خواهد رفت
شبی در پیچ زلف موج در موجت تماشا کن
نسیم بیقراری را، که از دست تو خواهد رفت










کم خوابی داشتم ...
شهرزادی برایم قصه خواند ...
قصه هایش خواب از چشمانم گرفت ...
حالا هزار و یک شب است که نخوابیده ام !!!










دوستت دارم تکیه کلام تو بود ...
من بی خودی بر آن تکیه کردم !!!








ای زندگیِ تن و توانم همه تو
جانی و دلی، ای دل و جانم همه تو
تو هستی من شدی، ‌از آنی همه من
من نیست شدم در تو، از آنم همه تو







تو نباشی لحظه ها بیهوده است

درپس لبخند هایم گریه است

تو نباشی غم اسیرم می کند

دوریت هرلحظه پیرم میکند




تجویز کن نگاهت را...
هر روز بر حوالی تبم
کنار سوختگی های همیشگی
بر طاق ریخته شده ی طاقتها نشانه بگیر
حوالی سطرهای تب گرفته ام
و تجویز کن خداوندگاری نگاهت را
‏"من سکوت میشوم..."





رفتم از شهر خدا ستاره چیدم واس تو
تو ستارمو سوزوندی اخرش گفتی برو
آی دلت بسوزه بی رحم تو اسیر دلتی
کاش میدونستی عزیزم اون ستاره خودتی
تو سوزوندی خودتو با خودت منم سوزوندی
کاشکی دل نداشتیُ جاش توی قلب من میموندی


ویــــــژه لابستر"
بــــــاز روزی دیـــــگر آمـــــــــــد...
بـــــــاز دعـــــوای دیــــگری در خــــانـــه ...
و بـــاز دادگــــاهـــی دیـــگر...
شـــــاکــی:بــرادرِ کـــوچـــکم...
مــــتـــهم:مــــــــــنِ حـــــبــیب...
قـــــاضــــی:پـــــدرم...
مــــتــنِ شـــکایـــت نـــامــه:
"بــابــا...چــــرا بــاید درایـــوه D پــــسوورد داشـــتــه بـــاشــه؟؟؟و مـــن اون رو نــــدونــم؟؟؟"
قــــاضــی:مـــتهـم دلـــیلـت رو بـــگو!!!
مــــن:ســــــــــــکــــــــــوت
بـــه بــرادرم نــگفتــم ولــــی بــه شـــما مــیگــویم...
بـــرادر جـــــان در آن درایـــو یـــک فـــایلــیست بــنــامِ "خـــــاطـرات"...
در آن فــــایــل عــــکــس هــــای کــــسی سـت کـــه بـــرادرت حــــبـیب
زمــــانی عــــاشــقه او بـــود...
هــــــــــــــــمـــــــــــــــیــــــــــن..؟؟!!!!!





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :